شمارهٔ ۸۷۴ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای کرده نهان تنگ شکر را به نمکدان
بس آفت مرد و زنی از آن لب و دندان
انگشت بدندان بگزد عقل زحیرت
هر گه که فرو ریزی شکر زنمکدان
یک مصر زلیخات اسیر خم گیسو
صد یوسفت آویخته در چاه زنخدان
خود تا که نگوئی سخنی زآن لب شیرین
این وصف نمیگنجد در وهم سخندان
آن تازه بهاری که تو داری زطراوت
قد سرو رخت گل دهنت غنچه خندان
لیلیست سیه چشمت و مژگان حشم او
رخ مصر و دلم یوسف و زلفین تو زندان
ابرو و خم زلفش آشفته چه باشد
شمشیر و کمند علی اندر صف میدان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقه میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری چون "لب شیرین" و "قد سرو" به ویژگیهای دلپذیر او اشاره میکند و از تأثیر شگرف این زیبایی بر خلق و خوی عشق و دلبستگی صحبت میکند. همچنین، مضمونهای عاشقانه و عاطفی در زبان شعر وجود دارد که به پیچیدگی و فریبندگی عشق اشاره میکند. شاعر به نوعی از حالت حیرت و افسوس عشق خود میگوید، و زیبایی معشوقه را در قالب مقایسههای مختلف، همچون "لیلی" و "یوسف"، به تصویر میکشد. در نهایت، او به جذابیت و قدرت عاشقانه این زیباییها تأکید میکند.