نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹۸ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

نسزد به باد دادن خم زلف عنبرافشان

به خطا چه می‌پسندی که عبیر گردد ارزان

بسپهر بزم مستان بنگر بجام و ساقی

که گرفته با هلالی مهی آفتاب رخشان

سحرش خمار دارد دل و جان فکار دارد

نخوری فریب ایدل زسرود عیش مستان

چه کشی زرخ نقاب و بچمی بطرف گلشن

نسزد بماه جلوه نزید بسرو جولان

زشکنج زلفش آشفته تو داد دل گرفتی

که درو بماندی آنقدر که شده چو تو پریشان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر به زیبایی و جذابیت ظاهری معشوق اشاره شده است. شاعر از دل‌باختگی و فریفتگی در برابر زیبایی‌های او سخن می‌گوید و به بزم مستان و نوشیدنی‌ها و تاثیر آن‌ها بر حال و هوای فرد اشاره می‌کند. او به هوشیاری در برابر فریب‌های ناشی از جذابیت و شهد عشق هشدار می‌دهد و تأکید می‌کند که نباید درگیر چهره‌ها و زیبایی‌های ظاهری شد، زیرا این امر ممکن است باعث پریشانی در دل و جان فرد شود.