شمارهٔ ۹۰۷ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر بظاهر برکنی تو کسوت فقرم زتن
چون کنی کز مهر حیدر بافت تار و پود من
گر طمع در منصب و مالم کنی با جان و سر
در حقیقت کرده اند اندک سبکتر بار من
نه زر ونه زور نه تدبیر و نه خیل و حشم
بر علی مستظهرم این باشد استظهار من
من اثر در خود نمی بینم مؤثر دیگریست
گر تو خواهی محو سازی از جهان آثار من
لاجرم آشفته ام مدحت سرای مرتضی
رحم کن بر جان خود بگذر تو از آزار من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات میگوید که اگر کسی لباس فقر او را از تنش بکند، نمیتواند مهر و محبت علی (ع) را از وجودش جدا کند. او اشاره میکند که اگر کسی به مقام و ثروت او طمع ورزد، در واقع تنها بارش را سبکتر کرده است. او خود را نه به زر و زور و تدبیر وابسته میداند، بلکه به محبت علی متکی است. شاعر احساس میکند که تاثیراتش ناشی از وجود دیگری است و اگر کسی بخواهد نام او را از دنیا محو کند، در واقع خود را در آزار او در معرض خطر قرار داده است. لذا از آنان میخواهد که رحم کنند و از آزار او بگذرند.