شمارهٔ ۹۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
و کیف اشکر من حبیب مغاضب
وان شکوت لست صدیقا مصاحب
و لم ار عقلا الا اسیر بعشقه
بلی غلبت العشق و العقل هارب
یقولون للمرء عیش بعمره
و ما عیشی مِنَ العُمر الا لمَصائب
رایتک مشهودا بعینی مشاهدا
فوالله فیما بیننا لیس حاجب
فلا یکن الاشعار من الهوی
لرقه قرطاس و حرقه کاتب
آشفته یرجو علیا فی معاونته
لانه مبتلی بایادی النواصب
و لست براج من سواک ویعلم
و لم اخف المیزان انک حاسب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عشق و مشکلات ناشی از آن میپردازد. شاعر به محبوبی مغاضب اشاره میکند که از او دلگیر است و در عین حال، از نبود دوستی واقعی در زندگیاش شکایت میکند. او به این نکته میپردازد که عقل در مواجهه با عشق شکست میخورد و عشق بر عقل غلبه میکند. همچنین او از زندگیاش به عنوان مجموعهای از مصیبتها یاد میکند و میگوید که بین او و محبوبش هیچ حائلی وجود ندارد. شاعر در نهایت تأکید میکند که اشعارش نه به خاطر زیبایی کلمات، بلکه به خاطر وابستگی عاطفی به محبوبش نوشته شدهاند و در پی کمک و همدلی است.