نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۲۳ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خیز یک ساغر شراب بزن

وز شط می بر آتش آب بزن

این حجابات تن بسوزانی

یکدو پیمانه بی حجاب بزن

خاک میخانه است آب خضر

پشت پائی بر این سراب بزن

باز شد میکده که گفتت باز

تا در خلد هشت باب بزن

کشتی خود بران بورطه می

خیمه بر فرق نه حباب بزن

بنشان از دل آتش سودا

بر رخ از خوی نم گلاب بزن

چشم اگر خفته غمزه بیدار است

بفسونی تو راه خواب بزن

چهره ات حسن راست دیباچه

از خطش خط انتخاب بزن

آفتاب قدح بگردش آر

خط بطلان بر آفتاب بزن

محتسب هوشیار اگر دیدی

آن زمان دم زاحتساب بزن

هر دو عالم زجام ما مستند

تو هم از این شراب ناب بزن

همچو آشفته مست و سرخوش شو

بوسه بر خاک بوتراب بزن

گر حسابت کند محاسب حشر

پای بر دفتر حساب بزن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار دعوت به نوشیدن شراب و رهایی از قیدهای دنیوی می‌کند. او از خواننده می‌خواهد که با خیز و شادی ببیند و از موانع جسمی عبور کند. میکده را محلی برای عشق و آزادی توصیف می‌کند و تأکید می‌کند که باید از زندگی و لذت‌ها استفاده کرد. در ادامه، شاعر به زیبایی و جوانی اشاره می‌کند و این که زندگی را باید با شجاعت و دلگرمی تجربه کرد. همچنین اشاره می‌کند که اگر کسی بخواهد حساب و کتابی بکند، باید خود را از قید آن آزاد کند و با لذت زندگی کند. در نهایت، شاعر یادآور می‌شود که همه چیز از شراب ناب سرچشمه می‌گیرد و باید با دل شاد از آن بهره برد.