شمارهٔ ۹۳۴ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کله بست از مشک تر صبح همایون فال من
مهر دارد در گریبان حبذا اقبال من
کوکب مسعود ارم کاخترم در روز تافت
عید نوروز است گوئی روز و ماه و سال من
چند درهم بشکنی پیوسته آنزلف بخم
آخر ای باد صبا رحمی بکن بر حال من
راست بودم بر صراط مستقیم اسلامیان
کفر زلف هندویی شد مایه اضلال من
ناله زیر و بم بربط فرامش میکند
بشنود گر ناله مطرب از این چون نال من
گردو روزی ناله کردم یا که رفتم در حرم
بگذرای پیر مغان از زشتی اعمال من
حالت آشفته از زلفین خود با شانه پرس
تا بگوش تو بگوید مو بمو احوال من
نام تو آمد زدم چون از کتاب عشق فال
یا علی فرخنده آمد تا به آخر فال من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است. شاعر با اشاره به صبح و نوروز، حال خوشی را توصیف میکند که در آن عشق و زیبایی نقش اصلی را ایفا میکند. او به زلف معشوق و تأثیر آن بر روی خود میپردازد و از دشواریها و عذابهایی که عشق برایش به همراه دارد، سخن میگوید. شاعر در عین حال به صداقتش در راه ایمان اشاره کرده و از زیبایی و بزرگی معشوق خود میگوید. در نهایت، نام معشوق را با نام علی به زبان میآورد و به فال خوش اشاره میکند. به طور کلی، شعر ترکیبی از احساسات عاشقانه، عمیق و عرفانی است.