شمارهٔ ۹۳۸ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نوروز عجم آمده و عید همایون
نوروز عرب ساز کن از پرده قانون
شاید بنوائی برسانی دل عشاق
گر راست زنی رنگ بآهنگ همایون
گلبانگ عراقی برد از راه حجازم
از مویه حصاری شده ام با دل محزون
رخساره ضریری کند افیون و حشیشت
ای ساقی گلچهره بده باد گلگون
هر چند زنم آتشم آن آب شررخیز
درده که بود جان و دل از آب تو ممنون
زآن آتش جواله سیاه بیاور
تا سوزیم و آریم از دایره بیرون
آن باده که سوزنده تر از آتش طور است
دلدار کند عرضه در او طلعت میمون
زآن می که سلامت بردت تا کوی سلمی
زآن می که کشد لیلی از حی سوی مجنون
آشفته کشد زآن می سرمست بگوید
مدح علی عالی آن مظهر بیچون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مناسبت نوروز و جشن بزرگ آن اشاره دارد. شاعر از نوروز به عنوان عید و روز خوشحالی یاد میکند و به تاثیر عمیق آن بر دل عاشقان اشاره میکند. او همچنین به می و بادهای که لذتبخش و سوزاننده است، اشاره میکند و خواستار نوشیدن آن برای فرار از درد و رنج است. در نهایت، شاعر به مدح علی (علی بن ابیطالب) میپردازد و او را مظهر بینظیر میخواند. شاعری به شادابی و بیداری روح در این ایام تاکید میکند و از معشوق خود میخواهد تا در این جشن با طعم گل و باده روح را شاداب کند.