شمارهٔ ۹۸۳ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ابرویت چیست مد بسم الله
صورتت سوره کتاب الله
قرب جو در جوار حق چندان
که نگنجد جواب غیر الله
صورت خویشتن اگر بنهی
زآینه بنگری تو وجه الله
سر مکتوم نقطه دهنت
سخنان تو چیست امر الله
ما زامکان بریده ایم امید
بر در تو زدیم شئ الله
زتوبود آن همه تجلی طور
که شجر گفت انی الله
نه خدائی و نه پیمبر لیک
اشهد انک ولی الله
بکش از آن شراب منصوری
تا که فانی ترا کند فی الله
گر بگوید کسی که مادر دهر
مثل تو زاده است لا والله
دست آشفته است و دامن تو
دست من گیر یا علی الله
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عظمت وجود انسانی اشاره دارد و در مدح و ستایش معشوق الهی صحبت میکند. شاعر به توصیف ابرو و چهره معشوق میپردازد و آن را آینهای از صفات و حقایق الهی میداند. همچنین، به عمیقترین ارتباط بین انسان و خداوند اشاره کرده و از درک و تجربه نامتناهی الهی سخن میگوید. شاعر در نهایت خواهان فانی شدن در عشق و معرفت الهی است و به صورت کلی، شعر نمایانگر جستجوی عارفانه و اتصال عمیق انسان به خداوند است.