شمارهٔ ۹۹۸ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای نسیم از چیست زلفش را پریشان کردهای
صد دل شیدا به هم دست و گریبان کردهای
صد چو مجنون آشکارا در بیابان طلب
خویش را لیلیصفت در خیمه پنهان کردهای
میزند موج سرشکت لطمه بر کشتی چرخ
از تنور سینه باز ای دیده طوفان کردهای
ای زلیخا با رسن بازی گیسوی دراز
صد چو یوسف در تک چاه زنخدان کردهای
عاشقان بردند نامت مدعی شد در طلب
وه که ایشان را به آن گفتن پشیمان کردهای
غمزه را گفتی که بشکن توبه زهاد را
فتنه مخمور را ساقی مستان کردهای
ارغوان رخ تن سمن شمشاد قد موضمیران
پای تا سر خویش را رشک گلستان کردهای
زلف زنار و رخت میخانه محراب ابروان
قبله گاهی رسم اندر کافرستان کردهای
جای طوطی خطت بنشانده خال سیاه
زاغ را بهر چه جا در شکرستان کردهای
کس دگر آشفته شکرباز نشناسد زهند
تا شکرریزی تواند ملک ایران کردهای
از نی کلک تو میریزد مدیح مرتضی
شکرستانی عیان از این نیستان کردهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و از تاثیرات او بر دلهای عاشقان سخن میگوید. او از نسیم میخواهد که زلفهای او را پریشان نکند و تأثیر زیبا و سحرآمیز او را بر احساسات عاشقان توصیف میکند. معشوقه، شبیه زلیخا و یوسف، دلها را در چاه عشق به اشتیاق میافکند. شاعر به غمزههای او اشاره میکند که زهاد را از راه آمده برمیگرداند. همچنین، او به توصیف زیباییهای ظاهری معشوقه میپردازد و به مفاهیم مذهبی و فرهنگی به گونهای کنایهآمیز نگاه میکند. در نهایت، او به تاثیر پررنگ اشعار خود بر معرفت و مدح مرتضی اشاره میکند و نتایج هنری این الهام را در جهان شکرستان به تصویر میکشد.