شمارهٔ ۱ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای عشق تو آتش زده در خرمن جانها
وز سوز غمت سوخته دلها و روانها
خون شد دل عشاق ز دست الم عشق
شرح غم عشق تو برونست ز بیانها
از شوق جمال تو دل چرخ پرآتش
بیصبر و قرار از غم تو دور و زمانها
محرم به حریم تو نه نام و نه نشانست
بینام و نشان در حرمت نام و نشانها
سرگشته و حیران به بیابان تحیر
در ذات و صفات تو یقینها و گمانها
از بحر هویت که دو عالم به کنارست
خلقان همگی بیخبر از قعر و میانها
از پرتو حسنت شده تابان همه عالم
وز روی تو روشن همه کون و مکانها
کی حسن رخت شرح دهد نطق کماهی
در وصف جمال تو چو لال است زبانها
عارف نبود هرکه نبیند چو اسیری
آیینه روی تو عیانها و نهانها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و تأثیر عمیق آن بر دلها و جانهاست. شاعر به شوق و درد عاشقان اشاره میکند و میگوید که عشق معشوقش، هم دلها را میسوزاند و هم سبب حیرت و سرگشتگی میشود. او به زیباییهای معشوق و نور وجود او اشاره میکند که همه جهان را روشن میکند. همچنین، شاعر بیان میکند که وصف جمال معشوقش برای زبانها دشوار است و تنها عارف واقعی میتواند او را بشناسد. به طور کلی، شعر تأکید دارد بر عمق عشق و زیباییهای بینظیر معشوق.