نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یارب ز چه روروی تو در پرده نهانست

در پرده نهانست و پس پرده عیانست

از پرتو رخسار تو روشن شده دیدیم

گر کعبه و گر مسجد و گر دیر مغانست

این طرفه غریبست که خورشید جمالت

در صورت ذرات عیانست و نهانست

با آنکه توئی بود و جهان هست نمودی

باکس نتوان گفت چنین است و چنانست

گر زانکه بخوبان نظری میکنم اما

از روی همه دیده برویت نگرانست

در مسجد ومیخانه ز شوق تو چه گویم

رندان همه در شورش و زاهد بفغانست

از باده عشق است چنان مست اسیری

کز بیخبری عاشق و معشوق ندانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و عظمت الهی سخن می‌گوید و به راز پنهان و عیان شدن حقیقت اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که حتی در مکان‌های مقدس مانند کعبه و مسجد، نور و پرتو جمال الهی مشهود است. با وجود اینکه خداوند در عین حال در پس پرده است، اما حضور او در دل جهان قابل احساس است. شاعر همچنین به عشق و شور و شوقی که به واسطهٔ جمال معشوق پیدا شده، اشاره کرده و به حال مستی و بی‌خبری عاشق و معشوق پرداخته است، جایی که رندان مست و زاهد در حال جدل و شورش هستند. در نهایت، این شعر در وصف عشق و زیبایی الهی و تأثیری که بر زندگی انسان می‌گذارد، انعکاس دارد.