شمارهٔ ۱۰۹ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خورشید رخت از همه ذرات عیانست
باآنکه عیانست پس پرده نهانست
رویت زچه رو روی بهر روی نهان کرد
گوئی که مگر مصلحت کار در آنست
هر لحظه بما روی بنوعی بنماید
این جلوه همه از پی صاحب نظرانست
از آینه روی بتان حسن تو دیدیم
حیرانی ما در رخ خوبان همه زانست
بر لوح دلم نقش خیال تو مصور
بر صفحه جان از خط و خال تو نشانست
غرق است بدریای تحیر دل عاشق
دلبر بکنار و غم عشقش بمیانست
معشوق نهانست و اسیری ز پی عشق
مست است ازآن رو همه با زار و فغانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و زیبایی میپردازد و بیانگر دوگانهی آشکار و نهان است. شاعر میگوید که خورشید به وضوح نمایان است، اما در عین حال دارای پردههایی از راز و رمز است. معشوق با زیباییهایش همچون آینهای در دل عاشق نقش میبندد و حیرت و شگفتی را به همراه دارد. عشق همچون دریایی عمیق، دل عاشق را غرق میکند و معشوق که خود را پنهان کرده، منظورش جلب توجه عاشق است. احساسات و دردهای عشق در این شعر با زبانی زیبا و عاطفی به تصویر کشیده شده است.