شمارهٔ ۱۲۵ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روی تو ظاهرست بعالم نهان کجاست
گر او نهان بود بجهان خود عیان کجاست
عالم شدست مظهر حسن و جمال تو
ای جان بگو چه مظهر و ظاهر جهان کجاست
در هر لباس حسن تو هر لحظه رو نمود
عالم همه توئی و زمین و زمان کجاست
هرجا باسم خاص ظهوریست مرترا
غیر ترا نمای که نام و نشان کجاست
در عرصه وجود چوغیر از تو هیچ نیست
بهر خدا بگوی که کون و مکان کجاست
وصف جمال تو خواهم که با همه
گویم و لیک نطق و زبان و بیان کجاست
در پرتو جمال رخ نوربخش تو
شیدا و والهی چو اسیری بجان کجاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عرش و فرش عالم هستی و وجود خداوند میپردازد. شاعر از وجود خداوند بهعنوان مظهر زیبایی و جمال سخن میگوید و میپرسد که این جلوههای زیبایی و حقیقت مطلق کجاست. او بر این باور است که همهچیز در این جهان جلوهای از خداوند است و غیر از او هیچ چیز واقعی نیست. همچنین، شاعر در تلاش است تا وصف زیباییهای خداوند را بیان کند اما از ناتوانی زبان در بیان این صفات شکایت میکند. در نهایت، او به شیدایی و واله بودن انسان در پرتو زیباییهای خداوند اشاره میکند.