شمارهٔ ۱۲۷ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
رند و قلاشیم و مست و می پرست
از شراب عشق تو رفته ز دست
معتکف در کعبه و مسجد بدم
در خراباتم کنون افتاده مست
تا بمعشوقی کنی اظهار ناز
از نیاز عاشقان عالم پرست
جمله عالم غرق بحر وحدتند
از زمین و آسمان بالا و پست
بود عالم جز بهستی تو نیست
دایما از فیض عامت نیست هست
نقش بند ما مثال خویش خواست
صورت آدم کشید و نقش بست
از شراب وصل تو مست مدام
چون اسیری گبر و ترسا بت پرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حالت مستی و عشق شاعر به معشوقش است. شاعر از رند و قلاش بودن خود صحبت میکند و میگوید که به دلیل شراب عشق معشوق، کنترل خود را از دست داده است. او در گذشته در کعبه و مساجد عبادت میکرده، اما اکنون در خرابات مست و شاد است. شاعر به بیان نیاز عاشقان و غرق بودن همه موجودات در عشق الهی اشاره میکند و میگوید که جز بهشت تو چیز دیگری وجود ندارد. در نهایت، او به مستی و شیدایی خود در پیوند با معشوق ادامه میدهد و به تعبیرهایی از بندگی و عشق به آنچه که دوست دارد، میپردازد.