نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

میخانه از لعل لب تو پرشرو شور است

مسجد ز تجلی رخت غرقه نورست

عکس رخ تو زآینه کون هویداست

لیکن چه کند عامی بیچاره که کورست

در پرده ذرات جهان گرچه نهانی

آن نیز بروی تو که از فرط ظهورست

حسن رخ تو ظاهر و پیداست ز عالم

تابان همه ذرات ز مهر تو چو هورست

در ملک دل عاشق غمدیده چه گویم

کز روح خیال تو چه شادی چه سرورست

هرکس که بجز کوی تو و روی تو جوید

گر جنت و حورست که از عین قصورست

در مانده اسیری بغم عشق چنانست

کز بود حود و دنیی و عقبیش نفورست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و او را مقایسه می‌کند با زیبایی‌های مختلف دنیا، همچون میخانه و مسجد. شاعر می‌گوید که عشق و محبت به محبوب او را از دیگران متمایز می‌کند و این زیبایی به شکل واضحی در وجود محبوب دیده می‌شود. او همچنین بیان می‌کند که هر کس به جز عشق محبوب، به دنبال چیزهای دیگر باشد، در واقع از حقیقت و زیبایی دور است. احساسات عمیق و غم عشق در دل عاشق به خوبی نمایان است و او به شدت از آرزوی وصال محبوب به درد آمده است.