نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۵ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صورت یاربخواب امد و در گوشم گفت

که بخفتن نتوان در معانی را سفت

خیز اندر پی مطلوب درآ از سر درد

در طلب روز مخور شب همه شب نیز مخفت

نقش اغیار برون کن ز درون دل خود

تا که با یار همیشه بودت گفت و شنفت

عاقبت دیده جان باز کند بررخ دوست

هر دلی کو بغم و درد مدام آمد جفت

جان و دل ساز فدا گر هوس دیدارست

زانکه اینجا بکسی رو ننمایند بمفت

توئی تست حجاب تو اگر رفت توئی

یار بینی که عیانست ز پیدا و نهفت

رودر آئینه دل گفت نماییم دگر

زین سخن جان اسیری چو گل تازه شکفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت‌ها، شاعر به معانی عمیق عشق و خودشناسی اشاره می‌کند. او به "یار" اشاره دارد که موجب بیداری و آگاهی در دل‌ها می‌شود. او از دیگران می‌خواهد که خود را از درد و غم رها کنند و به دنبال حقیقت و وصال محبوب بروند. شاعر تأکید می‌کند که درون دل، حجاب‌ها و موانع باید کنار زده شوند تا عشق و زیبایی واقعی دیده شود. در نهایت، او بر اهمیت دیدار با محبوب و عشق به زندگی تأکید می‌کند و به تحول روحی و احساسی ناشی از این وصال اشاره می‌کند.