نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۱ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هرکه عاشق نیست مرد کار نیست

بوالهوس را بر دراو بار نیست

زآتش عشق است داغی بر دلم

نیست عاشق هرکه دل افکار نیست

هرکه شد مستغرق دیدار تو

با غم دنیا و دینش کار نیست

کی توان روی تو دیدن بی رقیب

در جهان هرگز گلی بی خار نیست

روبچشم دل نظر کن جان من

خانه پر یارست هیچ اغیار نیست

یک قدم بر فرق موهومات نه

ره بدلبر جان ما بسیار نیست

گر بسرخلق عالم ره بری

جمله اقرارست هیچ انکار نیست

در پس هر پرده سری دیگرست

دیده بگشا حاجت گفتار نیست

هست پیش عاشقان آن سر عیان

لیک زاهد محرم اسرار نیست

عشق و معشوقست و عاشق عین هم

در یقین عارفان پندار نیست

با غم هجران اسیری را چه کار

یک نفس جانش چو بی دلدار نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع عشق و اثرات عمیق آن بر دل و زندگی انسان‌ها می‌پردازد. او بیان می‌کند که عاشق واقعی کسی است که تمام وجودش درگیر عشق است و تنها ظاهرسازی و بوالهوسی جایی در این عشق ندارد. عشق به جای دلسردی و غم، باید انسان را مستغرق در زیبایی و دیدار محبوب کند. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که در دنیا هیچ چیز بی‌خار نیست و برای رسیدن به حقیقت و عشق، باید از دل و جان خود بهره ببریم. در نهایت، او تأکید می‌کند که عشق واقعی، حقیقتی عمیق و دور از ظواهر است و شادابی دل تنها در نزدیکی معشوق حاصل می‌شود.