نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۸ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پیش عارف که ز آفات طریق اگاهست

دیدن علم و عمل هر دو حجاب راهست

مهر رخسار تو بیند ز همه ذره عیان

هرکه او را بجهان جان ودل آگاهست

هرگدایی که بدرگاه تو یابد راهی

خاک پایش بیقین تاج سریر شاهست

دعوی حسن ترا ای صنم مه سیما

شاهد عذل یکی مهر و دگر یک ماهست

گرچه داری تو بهر گوشه گرفتار دگر

مست و دیوانه بعشقت عجب ار چون ما، هست

سالک راه بمنزل برسد آخر کار

همت پیر طریقت اگرش همراهست

دولت وصل تو چون جان اسیری دریافت

دل که فارغ ز غم منصب و مال و جاهست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و معنویت است. عارف به تاثیر علم و عمل بر مسیر معنوی اشاره می‌کند و می‌گوید که هر دو ممکن است مانع رسیدن به حقیقت شوند. او به زیبایی محبوب و شوق عاشقانه اشاره دارد و بیان می‌کند که دیدن چهرهٔ محبوب فراتر از همهٔ مادیات و شناخت‌هاست. همچنین اشاره می‌کند که هر فردی که به درگاه محبوب راه پیدا کند، از مقام و موقعیت بالایی برخوردار خواهد بود. در نهایت، عشق به محبوب، انسان را از غم و دنیای مادی رها می‌کند و به اوج معنویت می‌رساند.