شمارهٔ ۱۵۰ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از شوق رخت در همه جا غلغله هست
از زلف توبرجان جهان سلسله هست
از جور غم عشق تو در ملک دل و جان
بس فتنه و آشوب و عجب زلزله هست
گر شاهد جانها بخرابات نیامد
در مجلس مستان ز چه رو غلغله هست
تا مهر جمال تو بتابید بذرات
پیوسته در آفاق جهان ولوله هست
مفتی چه نشستی که از این کوچه تقلید
تا منزل تحقیق بسی مرحله هست
بی پیر مرو راه طریقت که درین راه
در هر قدمی واقعه هایله هست
تنها چه روی راه خطرناک اسیری
هر دم چو ازین راه روان قافله هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به شوق و عشق اشاره دارد که در دلها و دنیا غوغایی به پا کرده است. زیبایی و جذابیت معشوق باعث فتنه و آشوب در جانها شده و این احساسات به شدت در اطراف حس میشود. شاعر همچنین warns میدهد که در مسیر عشق، باید با احتیاط پیش رفت، زیرا هر قدم ممکن است فرد را به خطر بیندازد. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که عشق و زیبایی معشوق همچنان همچون نوری در زندگی میتابد و تاثیر خود را در هر جا نشان میدهد.