شمارهٔ ۱۶۳ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای طلعت تو مطلع انوار سعادات
خورشید جمال تو عیان از همه ذرات
حسن همه خوبان شده آیات جمالت
ای مصحف رخسار تو مجموعه آیات
در هر چه نظر میکنم از روی حقیقت
منظور توئی غیر تو وهم است و خیالات
عارف که بود مست مدام از می توحید
شد بیخبر از تفرقه حال و مقامات
خواهی که شوی ز اهل یقین کشف طلب کن
تا چند روی در پی اخبار و روایات
چون مرتبه عشق شود منزل سالک
وارست ز قید خرد و رسم و ز عادات
میخواره و زاهد چو اسیری نتوان یافت
در صومعه و میکده و دیر و خرابات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر به توصیف زیبایی و نور الهی میپردازد و از محبوبی سخن میگوید که سرچشمهٔ سعادت و حقیقت است. او تأکید میکند که هر چه در دنیا میبینیم، جز خیالاتی بیش نیست و تنها حقیقت، محبوب واقعی است. عارفان و جویندگان حقیقت باید از ظواهر و تفرقهها بگذرند و به عشق و معرفت برسند. در این مسیر، آنها باید از قید و بندهای عقل و عادات رها شوند، زیرا عشق و معرفت فراتر از این محدودیتها است. شاعر بر این نکته تأکید میکند که در صومعهها و مکانهای عرفانی، هیچکس نمیتواند به طور واقعی به حقیقت دست یابد چون عشق و وصال حق، نیاز به حالتی خاص و فراتر از عادت دارد.