نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۶ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اسرار یقین را بگمانی شده باحث

کی کشف شود علم لدنی بمباحث

آن واحد با لذات که شد کون صفاتش

حقا که ندارد بجهان ثانی و ثالث

آن نور که ذرات جهان سایه اویند

بحریست که موجش بود اکوان و حوادث

زان دم که ز خود فانی و باقی بخدایم

هم ناصر و منصورم و هم مهدی و حارث

میراث بر علم نبی چونکه ولی بود

مائیم بحق سرنبی را شده وارث

زاهد چو ندارد ز می عشق تو لذت

بر طعنه عشاق شود این همه باعث

حیران رخت شد ز ازل جان اسیری

عشق من و حسن تو قدیمند نه حادث

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جستجوی حقیقت و علم الهی است. شاعر به بررسی اسرار یقین و علم لدنی می‌پردازد و به این نکته اشاره می‌کند که ویژگی‌های خداوند یکتا و عظیم هستند و هیچ چیزی در جهان‌های دیگر با او قابل مقایسه نیست. او از نور الهی سخن می‌گوید که تمامی موجودات تحت سایه‌اش قرار دارند و عشق به او را بزرگترین لذت می‌داند. همچنین، شاعر به ارث بردن علم نبوت از ولی خدا اشاره دارد و تأکید می‌کند که عشق و زیبایی باطل نیستند، بلکه از ازل وجود داشته‌اند. در نهایت، او می‌گوید که عشقش به محبوبش قدیم و همیشگی است.