شمارهٔ ۱۶۸ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
این حیله سازی فلک کینه دار هیچ
وین مکر دور دایره بی مدار هیچ
این دشمنی نه فلک و هفت کوکبش
وین دوستی دنیی ناپایدارهیچ
این عمر بی بقا که نکرد او بکس وفا
وین دولت دو روزه بی اعتبار هیچ
این تاج و تخت و سلطنت و جاه و کوکبه
وین لشکر و خزانه و این گیرو دار هیچ
این میری و وزیری و خرگاه و طمطراق
وین اسب و اشتران و قطار و مهار هیچ
این مال و ملک و آب و زمین و سرای و باغ
وین نقد و جنس و دردسر بیشمار هیچ
این جست و جوی منصب و اسباب و حرص و جاه
این کار و بار دنیی واین دینه دار هیچ
این طاعت ریائی و این علم بی عمل
این حیله های فتوی و این حیله کار هیچ
این واعظان عشوه فروشان بی صلاح
وین زاهدان بیخبر از عشق یار هیچ
این مفتی مزور و شیخان باریا
وین قاضیان حیله گر رشوه خوار هیچ
این چار عنصر و سه موالید و شش جهت
وین قسمت طبایع و این هر چهار هیچ
این حس های ظاهر و باطن که گفته اند
وین عقل و نفس پر شر ناسازگار هیچ
جز طاعت و عبادت و اخلاص ویاد دوست
جز صدق و راستی بخدا می شمار هیچ
جز ذوق و شوق باطن و اسرار معرفت
جز دید یار و وصل خداوندگار هیچ
غیر از فنا و عجز و اسیری و نیستی
جز سوز عشق حضرت پروردگار هیچ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد دنیا و مادیات پرداخته و بیان میکند که همه چیزهایی که در این جهان به نظر با ارزش میآیند، در واقع بیارزش و بیدوام هستند. شاعر به مسائلی چون سلطنت، مال و ثروت، علم بدون عمل، و ریاکاری در دین اشاره کرده و آنها را پوچ و بیمعنی میداند. او بر این باور است که تنها چیزهای با ارزش در زندگی، عبودیت، اخلاص، صداقت و عشق به خداوند است. در نهایت، شاعر به فنا و عجز انسانی در برابر ذات خدایی اشاره میکند و تأکید میکند که عشق به خداوند باید محور اصلی زندگی باشد.