نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۴ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زان پیشتر که دور جهان را مدار بود

از شوق روی دوست دلم بیقرار بود

هرگز نگشت جان من از وصل ناامید

چون لطف دوست در حق من بیشمار بود

منصور وار گفت اناالحق بپای دار

هرکو بدار عشق چو او پایدار بود

مستی بی خمار بجز جان ما که دید؟

کو مست سرمدی ز می بی خمار بود

زان دم که شاه حسن تو زد خیمه در جهان

عالم ز شور عشق پر از گیرو دار بود

ناموس و فخر ما بجهان چیست؟عشق یار

عشاق را ز زهد ریا ننگ و عار بود

بی ما و من برفت اسیری براه دوست

چون ما و من حجاب ره وصل یار بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شوق و عشق به معشوق خود اشاره می‌کند و از حالت بی‌قراری دلش می‌گوید. او می‌گوید که هیچ‌گاه از وصل معشوق ناامید نبوده و محبت معشوقش بی‌پایان است. شاعر همچنین به عاشقان توصیه می‌کند که باید در عشق پایدار باشند و از زهد و ریا پرهیز کنند. او به تاثیر عمیق عشق بر زندگی و احساسات اشاره می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که خود و منیت انسان، مانع رسیدن به عشق حقیقی هستند.