شمارهٔ ۱۸۶ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از ما سخن کشف و کرامات مپرسید
مستان خدا را ز مقامات مپرسید
با زاهد رعنا خبر از عشق مگوئید
از صوفی بی ذوق ز حالات مپرسید
غیر از خبر شاهد و میخانه و مطرب
مطلق سخن از پیر خرابات مپرسید
جز موسی وقتی که بود کامل دوران
از طور و تجلی و ز میقات مپرسید
در قید خودی مانده بمطلق نبرد پی
محجوب صفت را خبر از ذات مپرسید
هر ذره گر از مهر رخش آیت خاص است
چون یار عیانست ز آیات مپرسید
از باده پرستان خراباتی قلاش
از مسجد و او راد و ز طاعات مپرسید
از عارف بینا که جهان مظهر حق دید
از خلوت و از نور و ز طامات مپرسید
از گم شده کوی فنا همچو اسیری
از دیر و خرابات و مناجات مپرسید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر میگوید که از مردم از کرامات و مقامات خداوند نپرسید، زیرا مستان واقعی به عنوان درک عمیقتری از عشق و حقایق روحانی دست یافتهاند. او اشاره میکند که زاهدان و صوفیهای بیذوق نمیتوانند به درک واقعی عشق بپردازند. شاعر از انسانها میخواهد که تنها از مسائل زنده و واقعی، مانند عشق و میخانه، بپرسند و از تجربیات واقعی و شهودی انسانهای کامل یاد کنند. او به تفاوت بین دانش نظری و تجربه مستقیم میپردازد و توصیه میکند که بر روی عشق و حالاتی که از وجود خداوند نشأت میگیرد، تمرکز کنند.