نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۰ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تا نقاب از مهر رویش دور شد

جمله ذرات غرق نور شد

حسن او در پرده ذرات کون

هم هویدا گشت و هم مستور شد

کعبه و مسجد ز رویش نور یافت

وز لب او میکده معمور شد

بود چشمش فتنه عالم ولی

غمزه او زاد فی الطنبور شد

قابل دیدار جانان کی شود

هرکه او جویای خلد و حور شد

از شراب لعل ساقی جان و دل

گه چو چشمش مست وگه مخمور شد

از غم دنیا و دین دل باز رست

تا بدیدار تو جان مسرور شد

از جفای ترک چشم فتنه جو

جمله عالم پر زشرو شور شد

دید عالم را اسیری پر زخود

از لباس بود خود چون عور شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جاذبه عشق و معشوق می‌پردازد. شاعر با توصیف نور و تاثیرات وجود معشوق بر جهان، به قدرت و زیبایی او اشاره می‌کند. او از جلوه‌های مختلف معشوق سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که هر دیداری از او بر جان و دل افراد تأثیر عمیق‌تری می‌گذارد. همچنین شاعر به تنهایی و غم دنیا و دین اشاره می‌کند و چگونه دیدار معشوق می‌تواند همه حالتها را تغییر دهد و انسان را از قید و بندهای دنیوی رها کند. به طور کلی، شعر در وصف زیبایی و تاثیر معشوق بر عاشق و جهان اطرافش سروده شده است.