شمارهٔ ۱۹۵ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چو مهر جمال تو در جلوه بود
ز هر ذره نوعی دگر رو نمود
ز نور تجلی جهان محو شد
صبا چون ز روی تو پرده گشود
ز خورشید تابان برافکن نقاب
نما رو بعاشق برغم حسود
عدم گشت پیدا بنقش حباب
چو موجی برآورد بحر وجود
چو ساقی به رندان می عشق داد
بیک جرعه عقل و هوشم ربود
ببازار عشق تو درباختم
همه دین و دنیا بسودای سود
اسیری ندیدم کسی غیر یار
چو ره یافتم در مقام شهود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر آن بر جهان میپردازد. او میگوید که وقتی جمال معشوق نمایان میشود، هر ذرهای شکل و رنگ جدیدی به خود میگیرد و نور تجلی باعث محو شدن جهان میشود. وقتی نسیم (صبا) پرده از روی معشوق برمیدارد، حقیقتی درخشان نمایان میشود. معشوق مانند خورشید است که باید از او پردهبرداری شود تا عشق واقعی را نشان دهد. شاعر در عشق به معشوق غرق شده و تمام دین و دنیا را برای رسیدن به او رها کرده است و هیچ چیزی غیر از عشق یار را نمیبیند. او در نهایت به مقام شهود و آگاهی کامل نسبت به عشق رسیده است.