شمارهٔ ۲۳۹ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در سینه ما جز غم معشوق مجوئید
غیر از سخن عشق بعشاق بگوئید
ای بیخبران چون ز شمایار جدانیست
در جستن او هرزه بهر سوی مپوئید
ای بی بصران در طلبش رنجه چرائید
پیوسته چو با دوست همه روی برویید
چون قطره و جوگر چه نمائید بصورت
لیک از ره معنی همه بحرید نه جوئید
آنان که ز دیدار تو راضی بدلیلند
گوگل نگرید از چه سبب در پی بوئید
عشاق صفت جز برخش روی میارید
آخر نه شما عاشق آن روی نکوئید
بنگر که چه خوش گفت اسیری بحریفان
یارست می ناب و شما جام سبوئید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عاشقان میگوید که نباید فقط به غم معشوق فکر کنند و باید در عشق با همدیگر صحبت کنند. او به بیخبران میگوید که اگر از یار جدا هستند، به دنبال او نروند و بیهوده زحمت نکشند. همچنین، اشاره میکند که باید به معانی عمیق عشق بپردازند و فقط به ظواهر بسنده نکنند. شاعر افرادی را که از دیدار یار راضی هستند، مورد نقد قرار میدهد و آنها را به دلیل نداشتن عمق در احساسات عاشقانه سرزنش میکند. در نهایت، به زیبایی عشق و ضرورت بودن با دوست اشاره میکند، و عشق واقعی را از ظاهر فریبنده جدا میداند.