شمارهٔ ۲۴۲ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
آن هادی ره روان کجا شد
وان سرور عارفان کجا شد
آن مطلب طالبان صادق
وان مونس عاشقان کجا شد
آن حجت حق و رهبر خلق
وان ملجاء سالکان کجا شد
آن مرکز دور چرخ و انجم
وان مقصد کن فکان کجا شد
آن غوث جهان و قطب آفاق
وان نادره جهان کجا شد
والی ولایت یقین کو
سلطان محققان کجا شد
عنقا صفتش نشان نیابم
آن طایر بی نشان کجا شد
او جان جهان بد و جهان تن
تن هست بگو که جان کجا شد
او بود مدار سر دایر
از دایره زمان کجا شد
سر دوجهان برش عیان بود
آن عارف غیب دان کجا شد
دامن ز غبار ما اسیری
افشاند چو جان روان کجاشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به جستوجوی شخصیت بزرگ و معنوی میپردازد که در نظر شاعر بسیار مهم و اثرگذار بوده است. شاعر در هر بیت به غیبت و دوری این شخصیت اشاره میکند و از او سؤال میکند که کجا رفته است. او به وصف ویژگیهای این فرد میپردازد و نقش او در جهان و برای عارفان و عاشقان را یادآور میشود. با اندوه و تاسف از نبود او، شاعر به جستوجوی حقیقت و جان جهان ادامه میدهد و در نهایت به این نتیجه میرسد که این فرد از دایره زمان و مکان فراتر رفته و در جستوجوی اوست.