نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۳ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای دل براه عشق ز کونین در گذر

گر زانک عاشقی ز سر جان و سرگذر

خواهی ببزمگاه وصالت دهند راه

از جان و دل ز جمله جهان پیشتر گذر

مردانه گر براه طریقت قدم نهی

ز امید باغ جنت و بیم سقرگذر

با عقل کی بمنزل وصلش توان رسید

شو مست جام عشق و ز ره بیخبر گذر

داری هوس که شاهد جان رو نمایدت

بیخود بکوی میکده کن یک سحر گذر

جانم نیاورد بنظر مهر و ماه را

تا روی جان فزای ترا دید در گذر

باید که ره بسر اسیری بری چو ما

اول قدم برو ز سرجاه و زر گذر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و سلوک معنوی اشاره می‌کند و می‌گوید که برای رسیدن به حقیقت عشق باید از مادیات و دنیا گذر کرد. عاشق باید با شجاعت در مسیر طریقت قدم بگذارد و از امید به بهشت و ترس از جهنم چشم بپوشد. عقل نمی‌تواند به مقصد وصال برسد، بنابراین باید از جام عشق نوشید و بدون آگاهی در مسیر عشق حرکت کرد. شاعر همچنین به زیبایی محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که باید برای دیدن عشق حقیقی از تعلقات مادی و دنیا دور شد. به طور کلی، پیام این شعر دعوت به رهایی از دنیا و پیروی از عشق حقیقی است.