نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عارف اسرار پنهانیم ما

حاکم اقلیم عرفانیم ما

زاهد ار ما عقل و هشیاری مجو

کز شراب عشق مستانیم ما

ما گدایانیم لیکن تاج بخش

هم بملک فقر سلطانیم ما

بی می و شاهد چو نتوانیم بود

زان حریف بزم رندانیم ما

هم بمسجد فی صلوة دایمون

هم بدیر از باده نوشانیم ما

هم به بتخانه خدا را ساجدیم

هم بکعبه بت پرستانیم ما

ما چه میدانیم تلوین و گمان

صاحب تمکین و ایقانیم ما

هر دو عالم جان ما را لقمه ایست

تا بخوان عشق مهمانیم ما

نیست گشتم از خود و هستم بحق

در حقیقت باقی و فانیم ما

در فنا جان محو جانان شد ولی

در بقا بنگر که جانانیم ما

گاه مطلوبیم و گاهی طالبیم

گاه درد و گاه درمانیم ما

گرد خود پیوسته دوری میکنیم

مرکز و پرگار دورانیم ما

گه ملک گه جنم و گاهی پری

گاه حیوان گاه انسانیم ما

سر حال خود بگویم با تو فاش

بر سرایر پرده پوشانیم ما

تا اسیری عاشق و دیوانه شد

در جهان عشق دستانیم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر وضعیت خاص عارفان و عاشقان است که در عالم عرفان و عشق غوطه‌ورند. شاعر می‌گوید که ما اسرار پنهان و حقیقت‌های عمیق را می‌دانیم و در عین حال بی‌نیاز از عقل و هشیاری زاهدان هستیم، زیرا در شراب عشق غوطه‌وریم. اگرچه ما گدایان عشق هستیم، اما در قلب فقر، تاج‌داری می‌کنیم. ما هم در مساجد و هم در میخانه‌ها به سر می‌بریم و به عشق و معشوق خواهیم بود. شاعر به تضادهای وجودی اشاره می‌کند و می‌گوید که ما گاهی در مقام مطلوب و گاهی در مقام طالب قرار داریم، و این در حالی است که در هر حالتی عشق و حقیقت در دسترس ماست. با توصیف فراز و نشیب‌های روحی و انسانی، شاعر به ما یادآوری می‌کند که در نهایت، عشق موجب اتحاد و فهم عمیق از وجود می‌شود.