شمارهٔ ۲۹۴ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
شرح درد عشق دارد طول و عرض
فرصت ار یابم کنم با دوست عرض
عشق اگر گوید بترک سربگو
عاشقان را طاعت عشقست فرض
طاقت و تاب غم عشقت نداشت
غیر عاشق نه سماوات و نه ارض
آب حیوان گرچه میبخشد حیات
میکند آن را ز لعل دوست قرض
ای اسیری گر محال آمد وصال
خوش محالی میکنم هر لحظه فرض
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره درد و مشکلات عشق است و نشان میدهد که عشق دارای ابعاد مختلفی است. شاعر بیان میکند که اگر فرصتی برای گفتگو با معشوق داشته باشد، از آن بهرهبرداری خواهد کرد. عشق برای او واجبالطاعه است و حتی اگر عشق به او بگوید که از عشق خود دست بردارد، او همچنان به آن پایبند خواهد بود. شاعر به غم عشق اشاره میکند که تنها عاشقان توان تحمل آن را دارند و دیگران نمیتوانند آن را درک کنند. همچنین به این نکته اشاره میکند که اگرچه زندگی از منابع دیگر تامین میشود، اما محبت و عشق از معشوق سرچشمه میگیرد. در نهایت، شاعر به قدرت و آرزوی وصال با معشوق اشاره میکند و حتی در شرایط محال، خوشحالی میکند.