شمارهٔ ۳۳۸ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ما عاشق و رند و جان فشانیم
بی نام و نشان ز هر نشانیم
در کوی قلندری و رندی
در دردکشی چه داستانیم
ما دیر و مساجد و خرابات
منزلگه شاه عشق دانیم
ما آیت حسن جانفزایش
از مصحف کاینات خوانیم
در بزم مجردان عشقش
سرحلقه جمله عاشقانیم
هم جامع صورتیم و معنی
جان دو جهان و جان جانیم
از خویش فنا شده بکلی
در عین بقای جاودانیم
عنقای مقام قاف قربیم
شهباز فضای لامکانیم
ما دور وجود رامداریم
ما مرکز گردش جهانیم
ما عارف سر کنت کنزیم
ماواقف رمز کن فکانیم
دریم گران بها اسیری
دریای محیط درفشانیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و دلبستگی به الهیات و معنویت است. شاعر خود را به عنوان عاشق و دلباخته معرفی میکند که بدون نام و نشانی از دنیای مادی، در جستجوی آرامش و حقیقت است. او به زندگی در فضاهای مقدس و عشق درونی اشاره کرده و خود را در مرکز عالم احساس میکند. اینجا به توصیف مقامهای عرفانی و نزدیکی به ذات الهی پرداخته میشود و عشق به عنوان قویترین نیروی محرکه معرفی میگردد. شاعر به فانی شدن در عشق و بقا در معنویت اشاره دارد و همچنین به جایگاه ویژهاش در گنجینههای عرفانی و کائنات میپردازد.