شمارهٔ ۳۳۳ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
من که مست جام عشقم از ازل
کی بهشیاری کنم مستی بدل
عشق و مستی شیوه رندی بود
رند را زین چاره نبود لااقل
سوی مسجد آمدن انصاف نیست
مست اگر در میکده یابد محل
هرکه زان می از ازل مست آمدست
هست بیخود لایزال و لم یزل
کی شود اسرار عرفان حاصلت
از طریق علم و زین بحث و جدل
روی جانان می توان دیدن عیان
گر رود از دیده جانها سبل
از اسیری می نماید روی دوست
تا که شد آئینه علم و عمل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به تاثیر عشق و مستی بر روی انسانها میپردازد. او میگوید که از ابتدای خلقت، مست عشق بوده و هرگز نمیتواند به حالت هوشیاری برگردد. عشق و مستی را ویژگیهایی از رندی میداند و معتقد است که رند نباید به مسجد برود چرا که در میکده جایی برای او وجود دارد. او همچنین اشاره میکند که افرادی که از آغاز مست عشق هستند، بیخود و نامحدودند. شاعر به این نکته میپردازد که درک اسرار عرفان از راه علم و مباحث نمیسر نیست و تنها از طریق دیدن معشوق میتوان به حقایق دست یافت. در نهایت، او به زیباییهای عشق و علم اشاره کرده و میگوید که در صورت درک عمیق از این مفاهیم، انسان میتواند به حقیقت معشوقش پی ببرد.