نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۲ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما آینه کون و مکان روی تو دیدیم

جان دو جهان بسته بیکموی تو دیدیم

شد نرگس مخمور تو سرفتنه دوران

آشوب جهان غمزه جادوی تو دیدیم

ما قبله جانها بیقین روی تو گفتیم

محراب جهان را خم ابروی تو دیدیم

زنجیر دل خلق و کمند همه جانها

از سلسله حلقه گیسوی تو دیدیم

هر سو که رخ آرند بهر مذهب و هر دین

روی همه بی روی و ریا سوی تو دیدیم

هر عاشق اگر داد بمعشوق دگر دل

ما عشق همه بررخ دلجوی تو دیدیم

مجموع کتاب و همه آیات و معانی

مکتوب شده بر ورق روی تو دیدیم

خوی خوش عشاق تو ای کان ملاحت

یک شمه بروی تو که از خوی تو دیدیم

چون مهر رخت دید ز هر ذره اسیری

شیدای جهانش همه بر بوی تو دیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و جذابیت‌های معشوق پرداخته و عشق عمیق شعرا را به او نشان می‌دهد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند آینه و گل نرگس، تأثیر سحرآمیز معشوق را بر جهان و دل مردم بیان می‌کند. او به این نکته اشاره می‌کند که زیبایی و روح معشوق بر تمام هستی تأثیر دارد و همه عشق‌ها و معانی در او تجلی می‌یابند. در نهایت، شاعر عشق را به یک ظهور معنوی و جهانی مرتبط می‌کند که همگان را به سوی معشوق می‌کشاند.