نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۸ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما دین و دل فدای غم یار کرده ایم

جان را بعشق آن صنم ایثار کرده ایم

ما ترک لذت دو جهانی بعشق دل

بربوی وصل آن بت عیار کرده ایم

انکار عاشقی برما کفر و کافریست

تا ما بدین عشق تو اقرار کرده ایم

پوشیده نیست نکته ازما ز سر عشق

از بس که درس عشق تو تکرار کرده ایم

شادم ز وصل و نیست دلم را غم فراق

جان را زخواب جهل چو بیدار کرده ایم

حسن ترا ز کعبه و بتخانه دیده ایم

تسبیح را بعشق تو زنار کرده ایم

از زیر پرده رو به اسیری نمود و گفت

در پرده ما جمال خود اظهار کرده ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق عمیق و فدای جان و دل برای محبوب است. شاعر بیان می‌کند که برای عشق یار، لذت‌های دنیوی را ترک کرده و همه وجودش را نثار محبوب کرده است. او عشق و عاشقی را بزرگ‌ترین حقیقت می‌داند و بر این باور است که انکار عشق، کفر به شمار می‌آید. شاعر از شادی خود از وصال و آگاهی از واقعیات عشق می‌گوید و تأکید می‌کند که زیبایی محبوب او را به سمت خداوند متوجه کرده است. در نهایت، با نمادپردازی، به زیبایی یار اشاره می‌کند که در پرده‌ای از اسرار عشق پنهان است.