نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای ذات تو ظاهر شده بر صورت اسما

اسمای تو بر صورت عالم شده پیدا

پیدا شده از مهر رخت جمله ذرات

ز آئینه هر ذره جمال تو هویدا

عالم همگی مظهر اسماء و صفاتست

ظاهر ز ظهور تو چه مسجد چه کلیسا

هرجا که نظر کرد جمال رخ تو دید

صاحب نظری دیده وری عارف بینا

در کون و مکان از همه رو روی ترا دید

آنکس که بغیر از تو ندید از همه اشیا

چون عاشق و معشوق توئی غیر تو کس نیست

مجنون شده بر حسن خودی از رخ لیلی

آزاده اسیری که ز روی همه خوبان

جز حسن و جمال تو نکردست تماشا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تجلی خداوند در جهان و زیبایی‌های اوست. شاعر بیان می‌کند که ذات خداوند در صورت نام‌ها و صفاتش ظاهر شده و همه موجودات عالم به نوعی مظهر جمال او هستند. هر جا که انسان نظر کند، جلوه‌ای از زیبایی و حقیقت خداوند را می‌بیند. در نهایت، این اثر به همسویی عاشق و معشوق اشاره دارد و می‌گوید که غیر از خداوند هیچ‌کس وجود ندارد که قابل محبت و توجه باشد. شاعر خود را به عنوان اسیری در عشق یار توصیف می‌کند که تنها زیبایی خداوند را می‌بیند و به تماشا دیگر زیبایی‌ها نمی‌پردازد.