شمارهٔ ۳۷۹ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون بفضل حق رهی در ملکت جان یافتم
صد هزاران عالم بیحد و پایان یافتم
سال ها درهر یکی زان عالم اقلیم جان
سیر کردم جمله عالم عین جانان یافتم
جمله ذرات عالم از لطیف و از کثیف
هم زمهر روی او چون ماه تابان یافتم
چون ز لذات دو عالم در گذشتم مردوار
دردهجران را ز وصل دوست درمان یافتم
عالم آثار و افعال و صفات بی کران
جمله یک دریای نور ذات رحمان یافتم
سالهای بیحد وعد اندر آن دریای نور
غوطه ها خوردم که آخر در عرفان یافتم
خویش را با جمله اشیا بی حساب و بی شمار
در تجلی فانی اندر ذات سبحان یافتم
چون ز قید خود اسیری گشت مطلق آخرش
عین اسما و صفات ذات یزدان یافتم
گنج بی پایان کشف برکمال معرفت
هم ز لطف نوربخشش سخت آسان یافتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تجربههای عارفانه و رسیدن به درک عمیق از وجود و حقیقت الهی است. شاعر میگوید که با کمک خداوند به دنیای معنویت و ذهنهای بیپایان وارد شده و در این سیر، جنبههای مختلف عالم را کشف کرده است. او از لطافت و کثافت عناصر دنیا یاد میکند و به جستجوی لذتهای معنوی میپردازد. همچنین او اشاره میکند که در دریای نور الهی غوطهور شده و به درک حقیقت خود و ارتباطش با کائنات دست یافته است. در نهایت، شاعر به کشف گنجینههای معرفت و لطف الهی اشاره میکند که به او در این مسیر یاری رسانده است.