شمارهٔ ۳۹ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دو عالم خواه زیر و خواه بالا
همه آئینه حقاست تعالی
وجود جمله موجودات از تو
تو ظاهر در همه جل و جلالا
یکی ذاتست ظاهر خواه باطن
یکی هستی است ز اسفل تا باعلا
چنان کز بحر صد موجی برآید
همان دریاست این گفتم مثالا
چو غیری نیست اندر دار دیار
همه الا بگو دیگر مگو لا
چو من از باده توحید مستم
بگو ای مطرب خوش خوان تلالا
اسیری جمله اسما بانسان
شده ظاهر جلالا او جمالا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان وحدت وجود و حقیقت الهی میپردازد. شاعر اشاره میکند که همه موجودات در واقع انعکاسی از حقیقت الهی هستند و خداوند در تمام عالم حضور دارد. او با مثالی از دریا و امواج، از یکی بودن ذات الهی و تنوع موجودات سخن میگوید. همچنین یادآور میشود که در این عالم هیچ چیز جز خداوند وجود ندارد و هنگامی که انسان از باده توحید مست میشود، به زیباییهای الهی پی میبرد. در نهایت، شاعر به جلال و جمال الهی و تجلی آن در انسانها اشاره دارد.