نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی

که پیش چشم مجنونست عالم سربسر لیلی

چو شد مشهور در عالم جمال یار و عشق ما

چرا افسانه میگوید کسی از وامق و عذرا

بعالم کی بدی نام و نشان عالم و آدم

اگر از پرده هر دو نبودی حسن تو پیدا

کجا حسن دل افروز تو دیدی عاشق بیدل

اگر لطف تو نگشودی نقاب از روی جان افزا

ز بار محنت عشقش مرو ای دل ز جای خود

بدرد عاشقی می باش همچون کوه پا بر جا

اگر تو عشق می ورزی ز خود بگذر که عاشق را

حجابی بدتر از هستی نباشد در ره مولی

اسیری تا ابد نبود ز فکر زلف او خالی

چو از روز ازل آمد نصیبش مایه سودا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت یار سخن می‌گوید و آن را نه تنها در ظاهر بلکه در معانی عمیق عشق توصیف می‌کند. او به مجنون اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق واقعی و زیبایی فقط در وجود یار تجلی می‌یابد و هیچ داستان دیگری مثل وامق و عذرا نمی‌تواند جایگزین آن شود. شاعر به این موضوع می‌پردازد که اگر محبوب نبود، زیبایی و عشق زندگی معنا نمی‌یافت. همچنین، او تاکید می‌کند که برای عشق ورزیدن، باید از خودگذشتگی کرد و در سختی‌ها ثابت قدم بود. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که عشق واقعی همیشه باید در فکر و قلب عاشق باشد و هیچ مانعی نمی‌تواند آن را از بین ببرد.