نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۸ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تا که در دل تخم عشقت کاشتیم

حاصل از دنیا و دین برداشتیم

عالم از گلبانگ شی لله پرست

تا علم در کوی عشق افراشتیم

دانش و دفتر نبود آندم که ما

مصحف اسرار ازبر داشتیم

صد جفا دیدیم در کوی وفا

دیده را نادیده می انگاشتیم

کی رود مهرش ز دل چون در ازل

نقش این بر لوح دل بنگاشتیم

تا نگردد دل دمی غافل ز دوست

شحنه عشقش برو بگماشتیم

مادرین ظلمت سرای شب مثال

ای اسیری آفتاب چاشتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق عمیق و معنوی است. شاعر از آغاز عشق به معشوق سخن می‌گوید و اینکه چگونه این عشق باعث برداشت حاصل‌هایی از دنیا و دین شده است. او به عشق به عنوان یک علم و معرفت می‌نگرد و بر این باور است که در کنار مشکلات و آزردگی‌ها، عشق واقعی همیشه در دل باقی می‌ماند. شاعر به خاطر عشق، حتی از جفاها و سختی‌ها عبور کرده و در پی این است که دل همواره در حال یادآوری این عشق باشد. در نهایت، او نور عشق را به عنوان راه نجات از تاریکی‌ها و ظلمت‌های زندگی معرفی می‌کند.