نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۳ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در طریقت سالها در نار محنت سوختیم

تا بنور فقر شمعی در جهان افروختیم

هر که لاف از عاشقی ز ددان که ابجد خوان ماست

تا بفن عشق ورزی نکته ها آموختیم

جامه چاکان گرچه بودند در حقیقت پرده در

ما باستادی نگر کانها چگونه دوختیم

هرکسی مالی و ملکی کرد حاصل در جهان

همت ما بین که نقد عشق او اندوختیم

گرچه در بازار عشقش هرکسی چیزی خرید

مابسودای غم او خویش را بفروختیم

چونکه غیرت پرده عزت ز رویش برگرفت

آتشی در کاینات افتاد و کلی سوختیم

چون بدست مافتاد از وصل او گنج روان

زان اسیری وام ایام فراقش توختیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از سال‌ها رنج و سختی در راه عشق سخن می‌گوید و می‌نویسد که چگونه با وجود مشکلات، تلاش کرده‌اند تا عشق را روشن کرده و آن را مانند شمعی در جهان برافروزند. او اشاره می‌کند که عاشقان واقعی در پی یادگیری نکات عشق بوده‌اند و اگرچه دیگران در ظاهر زندگی مادی داشته‌اند، ولی آنها عشق را به عنوان برترین گنجینه خود انتخاب کرده‌اند. هرچند که در بازار عشق، هر کسی چیزی را می‌فروشد، آنها خود را برای عشق درمی‌فروشند. شاعر به شدت اشتیاق و غیرت خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند و از آتش عشق که تمام هستی را دربر می‌گیرد، سخن می‌گوید. در نهایت، او از تلخی فراق و دوری از معشوق خود شکایت می‌کند.