شمارهٔ ۴۱۱ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
من مستم و میخوارم گو خلق بدانیدم
مخمورم و خمارم گو خلق بدانیدم
من رند خراباتم در بتکده بالاتم
فارغ زکراماتم گو خلق بدانیدم
من بیخود و باهوشم هشیارم و می نوشم
گویایم و خاموشم گو خلق بدانیدم
من عابد اصنامم من شهره ایامم
بی ننگم و بی نامم گو خلق بدانیدم
درمسجد و میخانه هستیم حریفانه
با شاهد و پیمانه گو خلق بدانیدم
من عاشق بی شیدم در دام غمش صیدم
آزاده ز هر قیدم گو خلق بدانیدم
آزاده زمیری ام جویای فقیری ام
فارغ ز اسیری ام گو خلق بدانیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر خود را به عنوان یک فرد مست و مینوش معرفی میکند که عمیقاً میفهمد و در عین حال بیخیال از قضاوت دیگران است. او خود را رند خرابات، عاشق و بیننگ معرفی میکند و به نوعی آزادی و بیقیدی خود را نشان میدهد. شاعر میگوید که در کنار میخانه و مسجد، در کنار عشق و معشوق خود زندگی میکند و از قید و بندهای دنیا آزاد است. او به این موضوع افتخار میکند و از دیگران میخواهد که این را بدانند. در کل، شعر به تمهای عشق، آزادی و زندگی عمیق اشاره دارد.