شمارهٔ ۴۰۵ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مبداء خلقت بامر کن فکان من بوده ام
منتهای مقصد از خلق جهان من بوده ام
پیش ازآن کاسرار غیب آید بصحرای شهود
برزخ غیب و شهادت در میان من بوده ام
گرچه در صورت نمودار دو عالم گشته ام
چون بمعنی بنگری هر دو جهان من بوده ام
هست روشن در حقیقت دیده عالم بما
دایمانور زمین و آسمان من بوده ام
تا نه پنداری که پیدادر جهانم این زمان
پیشتر از خلقت کون و مکان من بوده ام
آنزمان کز عالم و آدم نشان پیدا نبود
از مقام بی نشانی بانشان من بوده ام
ظاهر و باطن بمعنی جلوه گاه ماشمار
زانکه گر دانی عیان و هم نهان من بوده ام
کی فرود آید همای همت ما در مکان
چون که شهباز فضای لامکان من بوده ام
گفت و گوی ماست هر جا هست اندر هر زبان
چون اسیری در دو عالم داستان من بوده ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حقیقت وجود و مقام بلند الهی پرداخته است. شاعر به این موضوع اشاره میکند که او منبع و مبدأ خلقت است و هدف از خلق جهان نیز او بوده است. او از پیش از خلقت و در مقام بینشانی وجود داشته و در هر دو عالم جهان، یعنی عالم غیب و شهادت، حضوری همزمان دارد. شاعر از این میگوید که هرچند در شکل و صورت در دو عالم ظاهر شده، اما حقیقتش فراتر از این دوگونگی است. او دایم در حال نورافشانی بر زمین و آسمان است و وجودش پیش از خلقت هرچه بوده است. در نهایت، با تأکید برهمهجا بودن و صدای خود در دل هر زبانی، شاعر نشان میدهد که در واقع داستان و گفتوگوی او همانند یک اسیر در دو عالم، در همه جا جاری است و او را از مرزهای مادی فراتر میبرد.