شمارهٔ ۴۲۲ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مرآت روی دوست نظرکن جهان ببین
درآینه جهان نگر او را عیان ببین
خورشید حسن اوز همه ذره رونمود
تابان رخش زمشرق کون و مکان ببین
آن یار بی نشان که نهان بود از همه
آمد عیان بصورت نام و نشان ببین
کوری آن کسان که شدند منکر لقا
دیدار دوست ازهمه فاش و عیان ببین
با عقل کم نشین که بود جای ترس و بیم
همراه عشق شو همه امن و امان ببین
گر عاشقی وصال طلب کن نه حور عین
بگذر ز فکر جنت و روی جنان ببین
بگذر اسیریا بره عشق از دلیل
معشوق را برون ز یقین و گمان ببین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل دربارهٔ مشاهدهٔ beauty و حقیقت دوست و عشق است. شاعر به دوست اشاره میکند و از اهمیت دیدن او و زیباییاش در جهان سخن میگوید. همچنین، به این مسأله میپردازد که عدهای از دیدار دوست و واقعیتهای عشق غافلند، در حالی که آشنایی با عشق میتواند منجر به امنیت و آرامش باشد. شاعر همچنین توصیه میکند که عاشق باید به دنبال وصال و حقیقت باشد و از افکار دنیوی فاصله بگیرد تا بتواند عشق واقعی را درک کند. در نهایت، عشق را از چشم یقین و گمان فراتر میداند و بر اهمیت تجربهٔ عمیق عشق تأکید دارد.