نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۹ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

همچو خاک ره بعشقش خوار می باید شدن

بلبل آسا در پی گل، زار می باید شدن

گر همی خواهی که بوی فقریابی در طریق

با همه کس چون گل بی خار می باید شدن

گر تو پا در دایره عشقش نهی چون عاشقان

بردرش سرگشته چون پرگار می باید شدن

هرکجا باشد اگر وادی بود گر کوه طور

همچو موسی از پی دیدار می باید شدن

گر وصال یار خواهی در رهش مردانه وار

از خیال کفر و دین بیزار می باید شدن

بی من از من یارمیگوید(انا)الحق پس مرا

همچو منصور از چه رو بردار می باید شدن

با حریفان گر همی خواهی کنی هم کاسگی

لاابالی بردر خمار می باید شدن

هرکه خواهد کو شود مست از شراب نیستی

از خمار هستیش هشیار می باید شدن

با همه مستی اسیری با ادب رو در طریق

راه عشق دوست برهنجار می باید شدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به عشق و پیروی از آن می‌پردازد و بیان می‌کند که برای دستیابی به عشق واقعی باید خود را همچون خاک در مسیر عشق خوار کرد و همچون بلبل در پی گل بود. او تأکید می‌کند که برای بهره‌مندی از بوی عشق و فقر، باید مانند گل بی‌خار و بدون قضاوت با همه رفتار کرد. عاشق باید با عشق و تواضع به درگاه محبوب برود و به دنبال دیدار او باشد، حتی اگر در سختی‌ها باشد. همچنین، شاعر به بی‌تفاوتی نسبت به کفر و دین اشاره می‌کند و می‌گوید که باید از خود بگذرد و عاشقانه رفتار کند. در انتها، او بر اهمیت مستی از عشق و ادب در پیروی از دوست تأکید می‌کند و اینکه عشق واقعی نیاز به تسلیم و پایبندی دارد.