شمارهٔ ۴۵۶ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای هر دوکون لمعه از نور ذات تو
وی کاینات بوده نمود صفات تو
عکس جمال روی تو پیداست از جهان
مرآت حسن روی تو شد کاینات تو
دارند روبروی تو در هر مقام و حال
مؤمن ز کعبه کافر ازین سومنات تو
هر ذره گرچه مظهر خورشید ذات شد
دارد ظهور خاص بهر جای ذات تو
چون روی تو جمال نمود از منات و لات
شد بت پرست عابدلات و منات تو
مخمور و بیخودیم بده ساقی از کرم
یک جرعه از شراب لب چون نبات تو
از تاب مهر نور جمال حبیب شد
از قید هست و نیست اسیری نجات تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و نور خداوند اشاره دارد و میگوید که وجود خدا در همه جا مشهود است. هر جا که نگاه کنیم، صفات و جمال خداوند در کائنات و مخلوقات دیده میشود. مؤمنان و کافران، هر کدام در حال و مقام خود، تابش نور الهی را تجربه میکنند. همچنین ذکر میکند که حتی هر ذرهای از این عالم، مظهر نور خداوند است. شاعر از ساقی (خداوند) میخواهد که از زلال شراب الهی به او بنوشاند تا از حالتی مدهوش و بیخود درآید و به حقیقت وجود خداوند پی ببرد. در نهایت، شعر به آزادی از قیدهای هستی و ناپایداری اشاره میکند که در سایهی عشق و زیبایی خداوند ممکن میشود.