نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۳ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قد تجلی العشق فی کل المجالی فانظروا

از پس هر ذره تابان گشت مهر روی او

فی مرایا کل عین قد راینا عینه

فافتحوا عینا کم حتی تروا ماتبتغوا

یار پیشت حاضر و تو از خودی غایب ازو

با خودآ آخر چه گم کردی که می‌جویی بگو

من شراب العشق لم یشرب کشربی شارب

کاسنا بحر فمالم تشربوا لم تعلموا

ساقیا جام و سبو پرساز بهر دیگران

بحر نوشان را چه پروا با صراحی و سبو

حار قلبی صار روحی والها فی حسنه

ما نظرنا غیره لما ارنا وجهه

دم به دم بیند اسیری حسن او نوعی دگر

نوش بادش هر نفس جام تجلی نو به نو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ظهور عشق و زیبایی معشوق در همه جا و در هر ذره‌ی هستی است. شاعر از بینایی و درک زیبایی معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که چگونه چشم‌ها باید باز شوند تا این حقیقت را ببینند. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که عشق، شرابی است که نوشیدنش برای عده‌ای امکان‌پذیر است و دیگران باید برای درک آن تلاش کنند. شاعر از یار خود می‌خواهد که به حاضر بودن او توجه کند و از خود بپرسد که چه چیزی را گم کرده که به دنبالش می‌گردد. در نهایت، شعر با بیان تأثیر عمیق حسن معشوق بر دل و روح انسان‌ها پایان می‌یابد.