نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۴ اسیری لاهیجی

اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما چون بعشق روی تو کردیم دل گرو

ای آرزوی جان و دل از ما جدامشو

بی درد عشق قیمت دل کی شود پدید

دل را که عشق نیست نیرزد به نیم جو

مطرب حدیث عشق سراید ببانگ ساز

ز آواز نی روایت سر خدا شنو

بی روی تو دمی دل ما را قرار نیست

ای دلنواز از براین بیدلان مرو

تشبیه آفتاب برویت نمود راست

کج بود نسبت خم ابرو بماه نو

با یاد دوست مونس و همراه عشق باش

اندر پی هوا و هوس بیش ازین مدو

مست است ورند جان اسیری و پاکباز

با هر که نرد عشق ببازد برد گرو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و محبت به معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که عشق به او باعث شده که دلش را در گرو او قرار دهد. او اعتراف می‌کند که بدون عشق، ارزش دل هیچ است و از درد عشق نمی‌توان به آسانی گذشت. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و تمایز آن با دیگران اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ آرامشی بدون حضور او وجود ندارد. در انتها، او به عشق حقیقی و خالص اشاره کرده و از پیگیری هوس‌ها و آرزوهای دنیوی برحذر می‌دارد.