شمارهٔ ۴۶ اسیری لاهیجی
اسیری لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
وقد کنتم و مامعکم من الا کوان ماکانا
تجلیتم لکم فیکم فصرتم فیه اعیانا
فاظهرتم لکم منکم و اخفیتم لکم فینا
سواکم غیر موجود و انتم عین ایانا
و انا انتم فیکم و انتم اننا فینا
وعینی عینکم فانظرتری بالحق انسانا
و کنت الیک محتاجا و کنت الی مشتاقا
ولولاکم فلم نوجد ولم تظهر ولو لا نا
و لسنا غیرکم کشفا ولستم غیرنا لبسا
وکنا قبل موتانا فانالله احیانا
وقم من مقعدالحس و سرمن منزل النفس
وقف فی موقف الطمس تکن بالله رحمانا
فلا تحجب باکوان و شاهد وجهه فیها
ولاتکفر بآیات وخذ من تلک ایمانا
فلاتسهوا بکم عنهم وخلوا دارهم عنکم
وروحوا منکم حتی تروا من ذاک ایقانا
اسیری کل مخلوق له وجه من الحق
متی شاهدت ذاالمعنی فقدلازمت عرفانا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به تبیین رابطه میان انسان و حقیقت الهی میپردازد. نویسنده بیان میکند که همه موجودات به نوعی جلوهگاه خداوند هستند و هر انسانی در حقیقت، خود را در آینه خدا مشاهده میکند. او اشاره میکند که اگر انسانها به حقیقت وجود خود و ارتباطشان با خداوند آگاه شوند، میتوانند از جهالت و حجابهای دنیوی رها شوند. همچنین تأکید میشود که بدون حضور و تجلی خداوند، هیچکس وجود ندارد و افرادی که به این حقیقت پی ببرند، به درک عمیقتری از زندگی و وجود خود خواهند رسید. در نهایت، نویسنده از مخاطب میخواهد که حواس خود را از دنیای مادی دور کرده و به سوی درک عمیقتری از حقیقت بروند.