شمارهٔ ۴۹۰ اسیری لاهیجی
یاسیدی و یا سندی انت منیتی
والله لیس غیرک قصدی و نیتی
ما خاب سائل لکریم من اجله
وجهت نحو ساحتکم رکب حاجتی
وردی لذکر حسنک یا املح الملاح
ما غیره بحبک فرضی و سنتی
من شوق نور وجهک فی القلب اضرمت
نار تنار کل عشاء و غدوة
انت الذی تنور من نوره الظلام
لاغرو ذاک انک شمس الهدایة
فی القرب و الکمال لقد کنت سابقا
کل الوری لانک خیر البریة
من یدعی الطریقة من غیر شرعکم
دین الهدی یکفره فی الحقیقة
ان الذی یموت علی حب آلکم
قدمات مؤمنا لکمال المحبة
لاتحرق الاسیری فی نار فرقة
و اسمح له بوصلک قبل المنیة
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و محبت به اهل بیت و جایگاه ویژه آنان در دین اسلام صحبت میکند. شاعر به زیبایی و نور چهره معشوق اشاره میکند و از آتش شوق و محبتش به آنها سخن میگوید. او اهل بیت را به عنوان نور هدایت معرفی میکند و بر این نکته تأکید دارد که فقط با پیروی از آنها و سنّتشان میتوان به هدایت واقعی رسید. در پایان، شاعر از خدا میخواهد که در این عشق و محبت موفق باشد و از درد دوری نجات یابد.